داستان:
در سال ۲۰۳۶ میلادی هستیم
, زمان به کندی می گذرد و یافتن آذوقه تبدیل به کاری سخت برای ما شده است . روزانه خبرهای جدیدی از مرگ آخرین بازمانده ها میشنویم. آخرین بازمانده های آن اتفاق لعنتی …
۳۲ سال پیش در همچین روزی بود که نظرها به یک سیاره جلب شد. این سیاره که آپوفیس نامیده می شد از بخش های گسترده ای از منهتن عبور کرد و همه ی خبرها را به خود اختصاص داد و با اینکه از اهمیت بسیاری در ستاره شناسی برخوردار بود بسیار زود از یادها رفت تا اینکه زمان گذشت و رسید به سال ۲۰۲۴ که دانشمندان دوباره متوجه این سیاره شدند وبا تخمین های خود اعلام کردند که به احتمال بیش از۷۰% این سیاره به زمین برخورد خواهد کرد اما دولت مردان همیشه دروغ می گفتند که این موضوع تنها در حد شایعه است و برای جلوگیری از هرج و مرج و وحشت مردم اعلام کردند که چنین اتفاقی هرگز نخواهد افتاد.
یکسال گذشت که حقیقت وقوع چنین اتفاقی برای همه ی ما آشکار شد و دولت مردان از لاپوشانی های خود دست برداشتند و تلاش خود را به کار بستند تا بتوانند از نسل بشریت حداقل در آمریکا حفاظت کنند به همین منظور پروژه ای تحت عنوان Ark راه اندازی کردند . اهداف این پروژه عمدتا به قرار دادن کپسول هایی در زمین خلاصه می شد که بنا به گفته ی خودشان قابلیت محافظت از انسان ها را (حتی تا چند سال بعد از وقوع حادثه) داشتند . آزمایش های ابتدایی آغاز شد و مردم گروه گروه خود را برای این کار داوطلب می کردند تا بتوانند از زنده ماندن خود و خانواده ی خویش اطمینان حاصل کنند . در ابتدا از آزمایشات به خوبی محافظت می شد که اطلاعات آن به بیرون درز نکند اما بالاخره یکی از کارکنان Ark توانست اطلاعاتی از شرکت بروز بدهد که بر طبق آن دانشمندان به مردم ماده ای ناشناخته به نام Nanotriest تزریق می کرده اند و ضاهرا این قابلیت را داشته است که بدن افراد را منقبض و مقاوم در برابر خطرهای گوناگون نگاه دارد . افراد بسیاری به این کپسول ها منتقل شدند و دولت برای جلوگیری از بروز واقعه ای خطرناک موادغذایی و اسلحه های بسیاری در این کپسول ها قرار داد . در هر صورت سال ۲۰۲۹ بود که آپوفیس با زمین برخورد کرد و باقی مانده بشریت را نابود ساخت .
تا ۶ سال غباری مه آلود زمین را فرا گرفت و با توجه به اینکه ازعبور گرمای خورشید جلوگیری می کرد زمستانی سرد و طولانی بر طبیعت و محیط زیست زمین فائق آمد . به همین دلیل همه ی انسان ها تا حد امکان خروجشان را از کپسول ها محدود می کردند تا اینکه سال ۲۰۳۵ فرا رسید و با خوشحالی هر چه تمام تر متوجه شدیم غبار فرو نشسته و گرما به دنیایمان برگشته است .
تا ۱ سال همه چیز به خوبی پیش رفت و آذوقه های غذایی به مقدار بسیار قابل یافت بود اما بالاخره زمانی فرا رسید که “آنها” به ما حمله کردند .
تعدادی از دانشمندان که ما را همراهی می نمودند متوجه شدند که دشمنانی که ما به نام ” آنها ” ازشان یاد می کنیم موجودات جهش یافته ی سیاره ی آپوفیس بوده اند که از برخورد ۲ سیاره جان سالم به در برده اند و برای زنده ماندن به ما حمله می کردند . دیگر امیدهایمان نابود شده است و مرگ را جلوی چشم هایمان میبینیم , فایده ای هم ندارد که در کپسول ها بمانیم چرا که موادغذایی به زودی تمام میشوند و مجبور به ترک کپسول هایمان خواهیم بود , مطمئنا جنگی در خواهد گرفت , جنگی که در آن هیچکس پیروز نخواهد بود .
متأسفانه داستان RAGE بر خلاف جو غنی خود خیلی ضعیف است و شما در طول بازی فقط مأموریت های دیگران مثل نابود کردن جایی و یا پیدا کردن شیئی را انجام می دهید. هر چند سبک بازی تیراندازی است ولی در این نسل ما عناوین بزرگی در این سبک داشتیم که داستان گویی فوق العاده ای داشتند و در حقیقت روایت یک داستان جذاب در این سبک روز به روز از اهمیت بالاتری برخوردار می شود. همانطور که ذکر شد داستان RAGE نکته خاصی ندارد و از داستان های کوتاه تشکیل شده که آن ها هم آنچنان قوی نیستند .
گرافیک:
نکات مثبت زیادی دراین بخش وجود دارد که از آنها می توان به نور پردازی خوب, محیط با جزییات,انیمیشن های بسیارعالی ,طراحی هنری
عالی , طراحی چهره ها و آیتم ها با دقت بسیار و … اشاره کرد . نور پردازی بازی به قدری خوب و متناسب است که وقتی در لا به لای ساختمان های بلند و نیمه تخریب شده ی شهر حرکت می کنید این نور پردازی به خوبی جو سنگین آخرالزمانی بازی را القا می کند . جزییات در محیط , طراحی مکان ها و همین طور طراحی چهره کاراکتر ها به هر کدام از این عوامل جنبه ی مثبتی داده است. شخصیت های بازی بسیار با کیفیت طراحی شده اند و حتی عادی ترین شخصیت ها هم از بیشترین جزئیات تشکیل شده و انیمیشن های صورت و بدن آن ها خیره کننده است. مثلا در مورد کاراکترهایی که باید در بازی با آنها به تعامل بپردازید دارای چهره های پر جزییات با انیمیشن عالی و بسیارطبیعی همراه با صداگذاری بسیار قوی بوده و کاراکتر را آنچنان باورپذیر می کند که همواره علاقه مند هستید به صحبت های آنها گوش دهید و حس نزدیکی با آنها را هرگز از یاد نمی برید . این بازی یک Open-World وسیع است که داخل این وسعت محیط های وسیع دیگری هم وجود دارد.
گرافیک بازی در عین اینکه بسیار بالاست ولی در ۶۰ فریم اجرا میشود بدون هیچ گونه افت فریم و این نکته ایست که این بازی را نسبت به بقیه بازی های Open-World متمایز میسازد .
به جرأت میتوان گفت که RAGE تکنیکی ترین گرافیک را در بین تمام FPSهای این نسل دارد. Loadingهای کم و کوتاه هم از طرفی به ارزش های کار اضافه می کنند. بافت ها با توجه به Open-World بودن بازی بسیار با کیفیت هستند و وقتی از دور به آن ها نگاه می کنید، جزئیات بیشتری از آن ها را مشاهده می کنید. نورپردازی حجم دار بازی در کنار فریم بالا، تصویری را ارائه می کند که در نگاه اول فکر می کنید مشغول مشاهده یک دمو از پیش پردازش شده هستید. سایه زنی های با کیفیت و نورپردازی های دیدنی قدرت عجیب id Tech 5 و خالق آن جان کارمک را نشان می دهند. طراحی هنری بازی هم دست کمی از بخش فنی آن ندارد. به خوبی می توانید حس دنیای نابود شده و خشن بازی را حس کنید. توجه به چیدمان محیط و جزئیات، بسیار بالا بوده و دقیقاً می توانید حس کنید که اینجا مکانی زنده بوده که پس از برخورد شهاب سنگ به زمین، حالا به این ویرانه تبدیل شده است.یکی از نکات دیگر Draw to Distanceبسیار بالای بازی هست که
در عین حال بسیار با کیفیت طراحی شده است و به راحتی وسعت محیط بازی را به ما نشان میدهد .
در نسخه pc این بازی به مشکلاتی از جمله Texture Loadingهای بسیار بد و ایرادهایی از این قبیل مواجه هستیم که میتوان آنها را با patch های مخصوص بر طرف کرد
.رنگ بندی در بازی بسیار زیباست و حس مکانها را کامل به ما منتقل میکند مثلا وقتی وارد مکان های ویرانه می شویم رنگ بندی اشیاء به ما نشان میدهد که این مکان یک مکان ویرانه است یا با وارد شدن به منطقه Dead City رنگ خاکستری و مشکی دقیقا نام این منطقه را به ما نشان می دهند در کل گرافیک این بازی یکی از بهترین ویژگی های این بازی هست که این را می توان یکی از شاهکار های جان کارمک به حساب آورد.
گیم پلی:
روند بازی تقریبا بی نقص است . تعادل خوبی بین بخش های اکشن , ادونچر و رانندگی بر قرار است . بازی از سرعت خوبی برخوردار است و اتفاقا این سرعت خوب نیز به صورت متعادل در بخش های مختلف آن پخش شده است دربخش تیراندازی که یکی از بهترین ها در این نسل است میتوان به تنوع اسلحه ها اشاره کرد که جدا از اسلحه های شناخته شده مثل شاتگان , تک تیر و انواع مسلسل ها که در بازی های امروزی به وفور قابل مشاهده است سازندگان تعدادی اسلحه با استفاده از خلاقیت خود طراحی کرده اند که کاربرد بسیاری در روند گیم پلی دارند که میتوان به سلاح عجیبی که می تواند ذهن دشمنان را کنترل کند و یا به بومرنگی که یار همیشگی شما در بازی هست
اشاره کرد .
بمب EMP همانطور که از نامش پیداست می تواند تجهیزات الکتریکی دشمنان را از بین ببرد و نارنجک های معمولی هم آن ها را قطعه قطعه می کنند. شما می توانید خودتان ماشین کنترلی درست کنید کافی است که چهار چرخ , یک موتور و یک بمب را به هم وصل کنید تا یک ماشین کنترلی با قدرت تخریب تانک درست کنید. می توانید پس از درست کردن آن کنترل را به دست گرفته و آن را وارد محیط هایی بکنید که خودتان نمی توانید بروید. مثلا آن را وسط صحبت کردن دشمنانتان بفرستید و با منفجر کردن آن به مکالمه آن ها خاتمه دهید!
هنگام تیراندازی شما یک حس سنگینی خاص و زیبایی را درک می کنید که حاصل سلاح های قوی بازی و مکانیزم ضمخت تیر اندازی است .
تمامی اسلحه ها در بازی دارای قابلیت upgrade میباشند و میتوان برای اسلحه های خود گلوله های مختلف با قدرت های مختلف خریداری کرد مثلا گلوله های انفجاری و الکتریسیته و… ویا مجهز کردن اسلحه به دوربین و صدا خفه کن . تنوع در این بخش بسیار است و بستگی به سلیقه شخصی شما دارد .
یکی از بخشهایی که جذابیت فوقالعادهای به گیم پلی Rage بخشیده است، مبارزات و همچنین مسابقات Racing هستند. شما برای این که بتوانید در دنیای Rage قدم بگذارید و در آن به جستجو بپردارید باید دارای یک وسیله نقلیه مناسب باشید. همه نوع وسیله نقلیهای در Rage دیده میشود از dune buggy گرفته تا کامیونهای زرهی.
تمام این خودروها در Rage قابل Customize هستند و میتوانید آنها را از لحاظ زره و سلاحهایی که دارند به همان صورت که خودتان میخواهید در آورید. رعایت این موارد در بازی ضروری است چرا که علاوه بر حمل و نقل خودرویتان در بسیاری از مواقع باید از شما در برابر دشمنان سواره که بسیار هم خطرناک هستند محافظت کند بخش هایی در بازی است که شما باید با ماشین خود به جنگ ماشین های دیگر بروید و آنها را نابود کنید(مانند بازی (twisted metal .
چیزی که بیش از همه در این بازی مرا مجذوب خود کرد هوش مصنوعی بازی است. به جرأت می گویم که رفتارهایی طبیعی تر از دشمنان RAGE در بازی دیگری ندیده ام. این هوش مصنوعی بسیار قوی باعث شده تا نبردها خیلی پر تنش و سخت شوند. دشمنان مدام در حال سنگر گرفتن هستند. هیچ وقت دشمنی را خارج از سنگر نمی بینید. آن ها بعضی اوقات اصلاً از سنگر خود بیرون نمی آیند و با شلیک کور (Blind Fire) به شما حمله می کنند و اگر هم شما زیاد در سنگر خود بمانید، باران نارنجک را به سمتتان می ریزند. اگر تنها باشند و متوجه بشوند که به تنهایی نمی توانند حساب شما را برسند، فرار می کنند تا به گروه های بیشتری از یاران خود برسند و دست جمعی به شما حمله کنند.
هوش مصنوعی واقعا قوی ترین بخش این بازی است و سخت می توان باور کرد که این موجودات مجازی هستند.
صداگذاری و موسیقی :
صداگذاری در بازی خیلی عالی است و صدای هر شخصیت کاملا با خود آن شخصیت هم خوانی دارد .صداهای محیط هم خیلی خوب کار شده و جالب اینجاست که id صداهای خشن مثل شلیک اسلحه و یا برخورد آهن با مکانی خاص و یا انفجار را با صدایی خیلی تیز افکت گذاری کرده که خیلی گوش خراش و مهیب کار شده اند. به لطف گرافیک بازی همه جا پر از اشیاء مختلف است که بعضی از آن ها هم حرکت می کنند و یا الکتریسیته در آن ها جریان دارد و خوشبختانه تمام این جزئیات خیلی ریزبینانه صداگذاری شده اند. صدای چکیدن آب در غارها , صدای هیولاها در پس زمینه و… خیلی محیط ها را باورپذیر کرده اند. موسیقی های بازی هم بسیار زیبا کار شده اند وقتی سوار ماشین می شوید موسیقیRock پخش می شود و باز هم شباهت های زیادی را بین این بازی و Twisted Metal می بینیم. در بعضی محیط های مخروبه با آهنگسازی هایی روبرو هستیم که جو را به خوبی منتقل می کنند و در بخش اکشن هم موسیقی بسیار سریع و کوبنده کار شده است.
نتیجه گیری:
بازی Rage یکی از بهترین بازی ها از نظر گرافیک , گیم پلی و صداگذاری است . شاید داستان بازی زیاد قوی نباشد اما خیلی ضعیف هم نیست .
کسانی که این بازی را انجام داده اند مطمئنا آن را یکی از بهترین بازی هایی که انجام داده اند به حساب میاورند و حتما ارزش بازی کردن را دارد.
written by: Armin sf
این یکی از بهترین بازی های این چند ساله بود .
به نظر من اصلا جالب نبود.
فقط گرافیک داشت . گیم پلی خسته کننده است .